The world's mostpowerful website builder.

مبدع خط ترنم و انتظار از حراج باران اولین نمایشگاه پس از 30 سال خوشنویسی

مبدع خط ترنم و انتظار از حراج باران اولین نمایشگاه پس از 30 سال خوشنویسی

مبدع خط ترنم و انتظار از حراج باران/اولین نمایشگاه پس از 30 سال خوشنویسی

از سال ۸۱ احساس کردم که خطوط موجود نمی‌تواند حالم را خوش کند، بنابراین خط جدیدی را آزمودم.

نمایشگاه آثار خوشنویسی سیدحسین ملکی در گالری شیث برپاست. ملکی در گفت‌وگو با مریم درویش درباره سابقه خود در خوشنویسی گفت: از هفت سالگی در شهرستان قم خوشنویسی را آغاز کردم و اولین استادم رضا عسگری از شاگردان استاد امیرخانی بود. پس از آن چند سال خودم خوشنویسی را ادامه دادم و قواعد نستعلیق را یاد گرفتم اما از سال ۷۵ وارد انجمن خوشنویسان قم شدم و در عرض مدت کوتاهی همه دوره‌های انجمن را گذراندم و در سال ۷۶ در سن ۱۷ سالگی موفق به کسب درجه ممتاز شدم.

او با بیان اینکه بیش از ۳۰ سال خوشنویسی کرده و هم اکنون نخستین نمایشگاه خود را برگزار کرده است گفت: این سال‌ها نمایشگاهی نداشتم زیرا به این باور نرسیده بودم که خط خود را در معرض دید مردم قرار دهم و احساس می‌کردم که همچنان جای کامل شدن دارد. اما من در کارم جسارت دارم و صرفاً خود را به نستعلیق یا شکسته محدود نکردم بلکه سعی کردم چیزهای جدیدی را در کار خود وارد کنم.

 

ملکی افزود: در سال‌های گذشته خط شکسته‌نستعلیق را به شیوه چشمی و از روی نوشته‌های اساتیدی مانند درویش عبدالمجید یاد گرفتم و به جز دوره کوتاهی که نزد استاد کابلی گذراندم، آموزش دیگری در زمینه شکسته‌نویسی نداشتم. به خطوط قدما علاقه زیادی دارم زیرا با مطالعات فراوانی که در آثار خوشنویسان قدیم و جدید داشتم به این نتیجه رسیدم که در خط معاصرین شأن و صفا کمتر است و آنها بیشتر روی زیبایی کار دقت می‌کنند، اما خط قدما هم قدرت زیادی دارد و هم شأن و صفا در آنها هست. هنرمندانی مانند طاهر خوشنویس یا غلامرضا اصفهانی خطی دارند که انسان با دیدن آنها منقلب می‌شود و حتی عده‌ای عقیده دارند به دلیل صفا و معنویتی که در این خوشنویسان بوده است، وجود این خط در خانه باعث افزایش روزی می‌شود.

ملکی ادامه داد: از سال ۸۱ احساس کردم که خطوط موجود نمی‌تواند حالم را خوش کند، بنابراین خط جدیدی را آزمودم. آن خط را  نزد استاد حمید عجمی بردم که در آن زمان به تازگی خط معلی را ابداع کرده بود. ایشان به من گفت که این خط از عالم بالا است و ویژگی‌های خاصی دارد. در چند سال اخیر نام “ترنم” را برای این خط در نظر گرفتم ولی هنوز آن را ثبت و معرفی نکرده‌ام زیرا احساس می‌کنم هنوز تمام نشده و مدام در حال کامل کردن آن هستم. به عنوان مثال نام حسین را به ۱۲۸ نوع نوشتم که هیچ‌کدام مانند یکدیگر نیستند. به نظرم یک خط حماسی است و درعین‌حال طنازی آن بیشتر از خطوط دیگر است و با روح روان من و حتی بینندگانی که آن را دیده‌اند، بازی می‌کند. کسانی بوده‌اند که نوشته من با این خط را دیده و گریه کردند.

درباره ایجاد ارتباط میان مردم و خوشنویسی گفت: من ده سال در آموزش و پرورش به تدریس خط تحریری مشغول بودم و عقیده دارم آنقدر که خط تحریری تأثیر دارد خط درشت در جامعه و مردم تأثیرگذار نیست. چون خط درشت معمولاً یک کار دلی و یا نمایشگاهی است، اما خط تحریری در زندگی روزمره مردم قابل استفاده است. با این حال به نظرم خط تحریری باید ساده‌تر شود تا همیشه امکان استفاده از آن وجود داشته باشد. ممکن است شخصی با تمرین زیاد خط تحریری خوبی داشته باشد اما در جایی مانند بانک که می‌خواهد چیزی را سریع بنویسد نمی‌تواند از خط تحریری استفاده کند و باز هم خط او خراب می‌شود. مشکل دیگر این است که متاسفانه می‌بینیم ۹۰ درصد کتاب‌هایی که با خط تحریری منتشر شده‌اند مشکل دارند و خط آنها درست نیست و بیشتر چشم مردم را خراب می‌کنند.

ملکی ادامه داد: از سوی دیگر افرادی هستند که قواعد نستعلیق، نسخ، ثلث و… را نمی‌دانند ولی کار نقاشی‌خط انجام می‌دهند و با استفاده از رنگ و لعاب و تزئینات چشمگیر، اشتباه خوشنویسی خود را می‌پوشانند. این در حالی است که هنرمند باید همه خطوط نستعلیق، شکسته‌نستعلیق و… را کاملاً درست بنویسد و پس از آن به سراغ تزیینات مختلف برود. در سال‌های اخیر خط‌های جدید در جامعه زیاد شده اما در این حال کسانی هستند که قاعده نستعلیق را از بین برده و آن را خراب کرده‌اند.

او درباره خطوط به کار رفته در فضاهای عمومی گفت: فونت‌های کامپیوتری نستعلیق مشکلات زیادی دارد و متاسفانه می‌بینیم با وجود تعداد بسیار زیاد خوشنویسان ماهری که در کشور وجود دارد همه تابلوهای عمومی در سطح شهرها با برنامه‌های کامپیوتری نوشته می‌شود که خط نستعلیق آنها اشکالات زیادی دارند.

او درباره اقتصاد خوشنویسی گفت: در کشور ما خطاطان زبردستی وجود دارند که اصلاً شناخته شده نیستند و به همین دلیل این افراد هیچ‌گاه نمی‌توانند آثار خود را بفروشند. اما کسانی که راه روش فروش آثار را یاد گرفته یا با کسانی ارتباط دارند که بتوانند کار آنها را بفروشند، برنده این بازار هستند. خود من چندین سال است که خوشنویسی می‌کنم ولی منبع درآمد من حکاکی روی نگین انگشتر است. بیشتر هنرمندان خوشنویس همین وضعیت را دارند و نمی‌توانند آثار خود را بفروشند و یا اگر چنین اتفاقی بیفتد در تعداد بسیار کم و با قیمت‌های پایین خواهد بود. این موضوع در شهرستان‌ها بیشتر دیده می‌شود و در تهران هم معمولاً مشتریان به دنبال خط فانتزی هستند که محل زندگی آنها را زیبا کند.

 

ملکی درباره برگزاری حراج تخصصی خوشنویسی افزود: رویدادهایی مانند حراج باران قطعاً می‌تواند تاثیر زیادی در جامعه خوشنویسی و جلب توجه مردم به خوشنویسی داشته باشد. اما به نظرمن این کار باید در کشورهای دیگر نیز اشاعه پیدا کند. در سال‌های اخیر کشورهای عربی توجه زیادی به خوشنویسی ایرانی داشتند و جا دارد که کار هنرمندان ما به کشورهای اروپایی و سایر مناطق دنیا هم برود.

این خوشنویس افزود: خوب است که برگزارکنندگان حراج باران به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که خوشنویسان کمتر شناخته شده هم در آن حضور داشته باشند. اساتید بزرگی در کشور هستند که کاملاً جا افتاده‌اند و همه مخاطبان خوشنویسی آنها را می‌شناسند، اما اگر همیشه فقط آنها دیده و مطرح شوند، دیگر جایی برای خوشنویسان جوان و ناشناخته باقی نمی‌ماند. خوب است که چنین رویدادهایی برای جوان‌ترها نیز وقت بگذارند که ما هم بتوانیم خود را نشان دهیم.

http://www.iranart.ir/fa/tiny/news-38891

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-138276 
از سال ۸۱ احساس کردم که خطوط موجود نمی‌تواند حالم را خوش کند، بنابراین خط جدیدی را آزمودم.
نمایشگاه آثار خوشنویسی سیدحسین ملکی در گالری شیث برپاست. ملکی در گفت‌وگو با مریم درویش درباره سابقه خود در خوشنویسی گفت: از هفت سالگی در شهرستان قم خوشنویسی را آغاز کردم و اولین استادم رضا عسگری از شاگردان استاد امیرخانی بود. پس از آن چند سال خودم خوشنویسی را ادامه دادم و قواعد نستعلیق را یاد گرفتم اما از سال ۷۵ وارد انجمن خوشنویسان قم شدم و در عرض مدت کوتاهی همه دوره‌های انجمن را گذراندم و در سال ۷۶ در سن ۱۷ سالگی موفق به کسب درجه ممتاز شدم.
او با بیان اینکه بیش از ۳۰ سال خوشنویسی کرده و هم اکنون نخستین نمایشگاه خود را برگزار کرده است گفت: این سال‌ها نمایشگاهی نداشتم زیرا به این باور نرسیده بودم که خط خود را در معرض دید مردم قرار دهم و احساس می‌کردم که همچنان جای کامل شدن دارد. اما من در کارم جسارت دارم و صرفاً خود را به نستعلیق یا شکسته محدود نکردم بلکه سعی کردم چیزهای جدیدی را در کار خود وارد کنم.
 
ملکی افزود: در سال‌های گذشته خط شکسته‌نستعلیق را به شیوه چشمی و از روی نوشته‌های اساتیدی مانند درویش عبدالمجید یاد گرفتم و به جز دوره کوتاهی که نزد استاد کابلی گذراندم، آموزش دیگری در زمینه شکسته‌نویسی نداشتم. به خطوط قدما علاقه زیادی دارم زیرا با مطالعات فراوانی که در آثار خوشنویسان قدیم و جدید داشتم به این نتیجه رسیدم که در خط معاصرین شأن و صفا کمتر است و آنها بیشتر روی زیبایی کار دقت می‌کنند، اما خط قدما هم قدرت زیادی دارد و هم شأن و صفا در آنها هست. هنرمندانی مانند طاهر خوشنویس یا غلامرضا اصفهانی خطی دارند که انسان با دیدن آنها منقلب می‌شود و حتی عده‌ای عقیده دارند به دلیل صفا و معنویتی که در این خوشنویسان بوده است، وجود این خط در خانه باعث افزایش روزی می‌شود.
ملکی ادامه داد: از سال ۸۱ احساس کردم که خطوط موجود نمی‌تواند حالم را خوش کند، بنابراین خط جدیدی را آزمودم. آن خط را  نزد استاد حمید عجمی بردم که در آن زمان به تازگی خط معلی را ابداع کرده بود. ایشان به من گفت که این خط از عالم بالا است و ویژگی‌های خاصی دارد. در چند سال اخیر نام “ترنم” را برای این خط در نظر گرفتم ولی هنوز آن را ثبت و معرفی نکرده‌ام زیرا احساس می‌کنم هنوز تمام نشده و مدام در حال کامل کردن آن هستم. به عنوان مثال نام حسین را به ۱۲۸ نوع نوشتم که هیچ‌کدام مانند یکدیگر نیستند. به نظرم یک خط حماسی است و درعین‌حال طنازی آن بیشتر از خطوط دیگر است و با روح روان من و حتی بینندگانی که آن را دیده‌اند، بازی می‌کند. کسانی بوده‌اند که نوشته من با این خط را دیده و گریه کردند.
درباره ایجاد ارتباط میان مردم و خوشنویسی گفت: من ده سال در آموزش و پرورش به تدریس خط تحریری مشغول بودم و عقیده دارم آنقدر که خط تحریری تأثیر دارد خط درشت در جامعه و مردم تأثیرگذار نیست. چون خط درشت معمولاً یک کار دلی و یا نمایشگاهی است، اما خط تحریری در زندگی روزمره مردم قابل استفاده است. با این حال به نظرم خط تحریری باید ساده‌تر شود تا همیشه امکان استفاده از آن وجود داشته باشد. ممکن است شخصی با تمرین زیاد خط تحریری خوبی داشته باشد اما در جایی مانند بانک که می‌خواهد چیزی را سریع بنویسد نمی‌تواند از خط تحریری استفاده کند و باز هم خط او خراب می‌شود. مشکل دیگر این است که متاسفانه می‌بینیم ۹۰ درصد کتاب‌هایی که با خط تحریری منتشر شده‌اند مشکل دارند و خط آنها درست نیست و بیشتر چشم مردم را خراب می‌کنند.
ملکی ادامه داد: از سوی دیگر افرادی هستند که قواعد نستعلیق، نسخ، ثلث و… را نمی‌دانند ولی کار نقاشی‌خط انجام می‌دهند و با استفاده از رنگ و لعاب و تزئینات چشمگیر، اشتباه خوشنویسی خود را می‌پوشانند. این در حالی است که هنرمند باید همه خطوط نستعلیق، شکسته‌نستعلیق و… را کاملاً درست بنویسد و پس از آن به سراغ تزیینات مختلف برود. در سال‌های اخیر خط‌های جدید در جامعه زیاد شده اما در این حال کسانی هستند که قاعده نستعلیق را از بین برده و آن را خراب کرده‌اند.
او درباره خطوط به کار رفته در فضاهای عمومی گفت: فونت‌های کامپیوتری نستعلیق مشکلات زیادی دارد و متاسفانه می‌بینیم با وجود تعداد بسیار زیاد خوشنویسان ماهری که در کشور وجود دارد همه تابلوهای عمومی در سطح شهرها با برنامه‌های کامپیوتری نوشته می‌شود که خط نستعلیق آنها اشکالات زیادی دارند.
او درباره اقتصاد خوشنویسی گفت: در کشور ما خطاطان زبردستی وجود دارند که اصلاً شناخته شده نیستند و به همین دلیل این افراد هیچ‌گاه نمی‌توانند آثار خود را بفروشند. اما کسانی که راه روش فروش آثار را یاد گرفته یا با کسانی ارتباط دارند که بتوانند کار آنها را بفروشند، برنده این بازار هستند. خود من چندین سال است که خوشنویسی می‌کنم ولی منبع درآمد من حکاکی روی نگین انگشتر است. بیشتر هنرمندان خوشنویس همین وضعیت را دارند و نمی‌توانند آثار خود را بفروشند و یا اگر چنین اتفاقی بیفتد در تعداد بسیار کم و با قیمت‌های پایین خواهد بود. این موضوع در شهرستان‌ها بیشتر دیده می‌شود و در تهران هم معمولاً مشتریان به دنبال خط فانتزی هستند که محل زندگی آنها را زیبا کند.
 
ملکی درباره برگزاری حراج تخصصی خوشنویسی افزود: رویدادهایی مانند حراج باران قطعاً می‌تواند تاثیر زیادی در جامعه خوشنویسی و جلب توجه مردم به خوشنویسی داشته باشد. اما به نظرمن این کار باید در کشورهای دیگر نیز اشاعه پیدا کند. در سال‌های اخیر کشورهای عربی توجه زیادی به خوشنویسی ایرانی داشتند و جا دارد که کار هنرمندان ما به کشورهای اروپایی و سایر مناطق دنیا هم برود.
این خوشنویس افزود: خوب است که برگزارکنندگان حراج باران به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که خوشنویسان کمتر شناخته شده هم در آن حضور داشته باشند. اساتید بزرگی در کشور هستند که کاملاً جا افتاده‌اند و همه مخاطبان خوشنویسی آنها را می‌شناسند، اما اگر همیشه فقط آنها دیده و مطرح شوند، دیگر جایی برای خوشنویسان جوان و ناشناخته باقی نمی‌ماند. خوب است که چنین رویدادهایی برای جوان‌ترها نیز وقت بگذارند که ما هم بتوانیم خود را نشان دهیم.
http://www.iranart.ir/fa/tiny/news-38891
http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-138276