The world's mostpowerful website builder.

رضا مافی

زندگی

او در ۲۵ آذر سال ۱۳۲۲ مشهد و در خانواده‌ای اهل هنر زاده شد. برادر بزرگترش (محمد مافی) نقاشی می‌کرد و به هنرهای تجسمی می‌پرداخت و پدرش زرگر و حکاک بود و با این فن ظریف آشنایی داشت. او از کودکی قلم به دست گرفت و سرگرمی و دلخوشی او خوشنویسی و بازی با حروف و کلمات بود. در کودکی به تشویق پدر نزد جلال‌الدین اعتضادی ملقب به «صدرالکتاب» آموختن خوشنویسی را شروع کرد. اعتضادی از خوشنویسان مشهور مشهد بود که در موزه آستان قدس رضوی کتاب‌ها و قطعات خطی قدیمی را مرمت می‌کرد.

رضا مافی در ۱۸ سالگی به تهران آمد تا از استادان بزرگ بهره گیرد. او در کنار درس به تمرین خوشنویسی و نقاشی پرداخت. او در سال ۱۳۴۳ در انجمن خوشنویسان ایران در کلاس درس حسین میرخانی استاد ارشد آن انجمن حاضر شد و نزد وی شاگردی نمود. او از اولین کسانی بود که دورهٔ ۴۴ سالهٔ خوشنویسی را سه ساله طی کرد. حسین میرخانی دریافته بود که مافی این استعداد را دارد که در آینده، نامورِ این هنر گردد.

مافی سپس به تمرین از خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویس صاحب‌نام عهد ناصرالدین شاه پرداخت و شیوه‌اش بر خلاف خوشنویسان هم‌عصر خود به سمت کار قدما میل کرد.

رضا مافی علاوه بر کار هنری، برای تحقیق و به قول خودش «سیاحت و مطالعه» در زمینهٔ هنرهای شرقی چندین بار به کشورهای آسیایی و اروپایی سفر کرد و ره آورد این سفرها همیشه برای او پربار بود. مافی به اسب سواری توجه خاصی داشت و با اینکه به بیماری فشار خون مبتلا بود هرگز از این ورزش روی برنگرداند.

درگذشت

رضا مافی در یکم مهرماه ۱۳۶۱ در ۳۹ سالگی و در اوج موفقیت هنری به‌هنگام اسب‌سواری از اسب سقوط کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در روز چهارم مهرماه ۱۳۶۱ درگذشت و در حرم عبدالعظیم حسنی دفن شد.

  خط نقاشی

رضا مافی در هنر نقاشی خط به حق پیشگام بود و در این زمینه به موفقیت بزرگی نائل آمد و برخی او را نخستین هنرمند خوشنویسی می‌دانند که بر بوم نقاشی، خط نوشته‌است. او از نخستین کسانی بود که به هنر «نقاشیخط» روی آورد.

مافی نمایشگاهی از آثار نقاشی آمیخته با خط یا با موضوع خط در گالری سیحون برگزار کرد که بسیار مورد توجه هنرمندان و هنرشناسان قرار گرفت. این نمایشگاه سر و صدای زیادی را به دنبال داشت، چرا که نخستین بار خوشنویسی سنتی را به صورت نقاشی مدرن درآورده و عرضه کرده بود. البته قبل از مافی افرادی که فقط نقاش بودند از خط در نقاشی‌های خود استفاده کرده بودند ولی مافی که هم خوشنویس بود و هم نقاش از ترکیب این دو هنر راهی نو و شیوه‌ای جدید در هنر معاصر ایران پدید آورد که تا به امروز ادامه پیدا کرده‌است و پیروان فراوانی دارد.

شیوه

رضا مافی شیوه‌ای ویژه داشت و تابلوهای او را بین صدها تابلوی دیگر بسادگی می‌توان تشخیص داد. رنگ تابلوهای او بیشتر قهوه‌ای است با متن و نوشته‌هایی به همین رنگ که متمایل به سیاه است. این رنگ که وقار ویژه‌ای دارد به اثر حالتی کهنه و قدیمی می‌دهد. او از بکار بردن رنگ‌های تند و درخشان بکلی گریزان بود و بندرت در ترکیب متن‌ها از آنها استفاده می‌کرد.

مافی هم به سنت و هم به مدرنیسم توجه داشت. با اینکه آثار او متوجه و متأثر از هنرهای سنتی است، ولی دستیابی به فرم‌های جدید از اصول تخطی ناپذیر برای او بود. بیان تصویری آثارش یکسونگر و تک بعدی نیست و از ویژگی‌های مهم کارهای او چند بعدی بودن نگرشش در قلمروی هنر خوشنویسی بود. این ویژگی، او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرده بود.

سیاه مشق‌های مافی نمایشگر قدرت و نوآوری در هنر خوشنویسی سنتی است. او بدون استفاده از قلم‌مو، با قلمِ نی و مرکب بر بوم می‌نوشت و به شیوه‌های مختلف خوشنویسی مانند نستعلیق،شکسته، ثلث، تعلیق و رقاع مسلط بود. مافی شیفتهٔ رنگ قهوه‌ای بود از این رو رنگ غالب در آثار او طیف‌های مختلف این رنگ است.

در دست نوشته‌های به جا مانده از رضا مافی با مطالبی روبه رو میشویم که اصل تاکید این هنرمند به هویت ایرانی را نمایان می سازد. در بخشی از این دست نوشته‌ها آمده است: یکی از مسائل مهمی که در ارتباط هنرمند و جامعه‌اش مطرح است، این است که یک هنرمند متعهد نباید بگذارد که فرهنگی دیگر بر فرهنگ بومی او مسلط شود. زیرا در این صورت فرهنگ از خون و ریشه عاری می‌شود. در برابر هجوم فرهنگ غرب در این عصر در بیشتر کشورها نمودهای بومی از یاد می‌رود و رو به نابودی است. از سنت‌های بومی بهره‌گرفتن، در حقیقت ایستادن در برابر این یورش است و هنر بومی راه را بر نفوذ فرهنگ غرب می‌بندد. سنت که می‌گویم قصدم تکرار قالب‌های سنتی نیست، بلکه بهره‌گرفتن از سنت به عنوان یک ریشه برای نزدیکتر شدن به مردم است و خط ریشه‌های سنتی زیادی در میان مردم ما دارد. البته من معتقد نیستم که ما هیچگونه نیازی به هنر و فرهنگ غرب نداریم و یا آن‌ها همچنین، این یک تعصب خشک و بی‌مورد است، ولی کشورهای استعمارگر همانگونه که در سایر زمینه‌ها مثل اقتصاد، صنعت و کشاورزی کشورهایی مثل ما را کاملاً زیر نفوذ خودشان می‌گیرند، در زمینه فرهنگ نیز همین عمل را انجام می‌دهند و سخت ضربه می‌زنند. آن‌ها نمودهای بومی سایر ملت‌ها را می‌گیرند و به بهانه‌های مختلف همان نمود را با شکل و شمایل دیگری تحویل‌شان می‌دهند و فی‌المثل اگر نقاشی باشد، بازارهای کاذب ساختگی ایجاد می‌کنند و بعضی از هنرمندان غیرمسئول و بی‌تعهد را تشویق به ادامه آن راه می‌کنند، در نتیجه به تدریج هنرهای بی هویت در جامعه رواج پیدا می‌کند و یک ملت ظرف چند سال از هنرهای بومی خودش تهی می‌شود. البته این عمومیت ندارد، تنها هنرمندان خودفروخته غربی و بعضی هنرمندان خودفروخته سایر کشورها تن به این کار می‌دهند. مثلاً در گذشته همین کار را با زبان‌های قومی می‌کردند. چاپ کتاب و نشریه زبان‌های بومی قدغن بود، تا زبان مادری‌شان به کلی از بین برود. من سال‌هاست که به این موضوع اشاره می‌کنم و بهتر می‌دانید که نمی‌گذاشتند حرفهایی که برای منافع‌شان خطرناک است به گوش مردم برسد. تنها یک بار در سال 1351 همین صحبتهایی که کردم، توسط دوست شهیدم (خسرو گلسرخی) که آن موقع حق امضاء نداشت و در مؤسسه کیهان کار می‌کرد، تحت پوشش یک مصاحبه در کیهان چاپ شد.

 

 

 

 

خوشنویسی در جستجوی کالبدی تازه

 دکتر جواد مجابی نیز آن روزها در گفتگو با روزنامه اطلاعات مطرح کرده بود: اگر قدیمی ها خط را نصف علم می‌دانستند، آقای مافی ثابت کرده است که خط تمام علم است، علمی که جوهر زیبایی را آشکار می‌کند. نمایشگاه اخیر رضا مافی نمودار کوششی آگاهانه در راه کشف زیبایی‌های خط ایرانی است، با اینکه مافی از مرزهای خوشنویسی برگذشته و امکانات تازه ای را در زمینه «خط-نقاشی» جستجو می‌کند، اما در نخستین نظر او را جانشین خلفی برای خوشنویسان تاریخ خود می‌یابیم. مافی به این نکته آگاه است که خط ایرانی به ذاته می‌تواند کامل و زیبا باشد، اما بزرگان این فن به سالیان دراز بسا تجربه‌ها در این شیوه به کار بسته‌اند که وارث گنجینه امروز، چاره‌ای جز تکرار آن همه ندارد. مافی نمی‌خواهد مقلد باشد، پس از اقلیم خوشنویسی به نقاشی روی می‌آورد و از نقاشی عناصری را که زیبا و همیشگی است در کار خود به خدمت می‌گیرد، بی آنکه در ورطه مدرنیسم بیفتد یا غبار کهنگی بر کارهایش بنشیند. 

 

در این آثار خطی )این اصطلاح را به جای خوشنویسی به کار می‌برم، مگر نه اینکه خط وقتی از معنای خاص واژگان تهی شد، کاربردش در نقاشی و خوشنویسی و تزئین یکسان است(، مافی کوشیده است تا خط را از معانی محدود واژگان رها کند و شکل خط، خود گویای معنای مجرد و کامل شود. اگر خوشنویسی پیش از این در خدمت شعر و ادب بود، اکنون این آثار خطی در خدمت شیوه «خط-نقاشی» است. هنرمند با به‌کار‌گرفتن شیوه سیاه مشق، نظر را پیش از آنکه به معنای خطوط جلب کند-که این‌جا ارزشی فرعی دارد-به شکل زیبایی خطوط می‌کشاند، این شکل که لاجرم معنایی دوگانه دارد.

 

از تناسب رنگ‌ها، توازنی نسبی و تنوعی در بازآفرینی و ترکیب برخوردار است. رنگ‌های درخشان گاه در زمینه تاریک تابلو جلایی شب‌تاب دارند. گاهی خطوط رنگ‌پریده، در متن ساده از یک کهنگی فراموش‌شده حکایت می‌کند، زمانی خط آتش است، زمانی مرغ بسمل و گاهی نشانه‌های درویشی، جایی غنچه، جایی گل و باغ است. بی‌آنکه این آثار به همین معانی محدود شود. مافی نه چونان دیگران که از نقاشی به سوی خط روی می‌آورند، به سودای تحولی در نقاشی کوشیده است تا از خط به اقلیم نقاشی پناه ببرد تا ظرفیت‌های این زبان زیبا را دریابد. تجربه‌های خوب او در زمینه خطوط برجسته را از یاد نبریم که حجم‌های خوشایندی آفریده است. اگر اژدهای چاپ، خوشنویسی را بلعیده است، مافی فرسنگ‌ها دور از شرار این اژدها، آسوده و شکیبا به تجربه‌هایی در «خط-نقاشی» دست زده است و رونقی به این کارگاه قدیمی داده است، موفق باشد.

میشل تاپیه نیز درباره خط رضا مافی گفته بود: در میان نقاشان نسل جوان تهران که تعدادی سبک هنری تعجب‌آور با مقیاس جهانی دیده ام، مافی جوان‌ترین آن‌هاست، ولی دارای «آگاهی»‌هایی است که متضمن تحولی در طبیعت هنری که دست یافتن و حفظ آن این چنین نادر ولی اساسی است و خارج از آن هیچ‌چیز از نظر زیبایی‌شناسی مقاومت نمی کند. او بدون چون و چرا یک «نقاش» است و از نظر کیفی، هر شخص که خود را نقاش می‌داند، در کمیت استاتیک هیچ چیز از این مهم‌تر و نادرتر نیست. 

در واقعه هنری بالاترین مقام در دسترس او است و در این زمینه خیلی پیش رفته است. پس به عنوان «آماتورهای هنر» (منظور خواستاران هنر است) پیشنهادات سحرکننده او را دنبال می‌کنیم. 

در دست نوشته‌های به جا مانده از رضا مافی با مطالبی روبه رو میشویم که اصل تاکید این هنرمند به هویت ایرانی را نمایان می سازد. در بخشی از این دست نوشته‌ها آمده است: یکی از مسائل مهمی که در ارتباط هنرمند و جامعه‌اش مطرح است، این است که یک هنرمند متعهد نباید بگذارد که فرهنگی دیگر بر فرهنگ بومی او مسلط شود. زیرا در این صورت فرهنگ از خون و ریشه عاری می‌شود. در برابر هجوم فرهنگ غرب در این عصر در بیشتر کشورها نمودهای بومی از یاد می‌رود و رو به نابودی است. از سنت‌های بومی بهره‌گرفتن، در حقیقت ایستادن در برابر این یورش است و هنر بومی راه را بر نفوذ فرهنگ غرب می‌بندد. سنت که می‌گویم قصدم تکرار قالب‌های سنتی نیست، بلکه بهره‌گرفتن از سنت به عنوان یک ریشه برای نزدیکتر شدن به مردم است و خط ریشه‌های سنتی زیادی در میان مردم ما دارد. البته من معتقد نیستم که ما هیچگونه نیازی به هنر و فرهنگ غرب نداریم و یا آن‌ها همچنین، این یک تعصب خشک و بی‌مورد است، ولی کشورهای استعمارگر همانگونه که در سایر زمینه‌ها مثل اقتصاد، صنعت و کشاورزی کشورهایی مثل ما را کاملاً زیر نفوذ خودشان می‌گیرند، در زمینه فرهنگ نیز همین عمل را انجام می‌دهند و سخت ضربه می‌زنند. آن‌ها نمودهای بومی سایر ملت‌ها را می‌گیرند و به بهانه‌های مختلف همان نمود را با شکل و شمایل دیگری تحویل‌شان می‌دهند و فی‌المثل اگر نقاشی باشد، بازارهای کاذب ساختگی ایجاد می‌کنند و بعضی از هنرمندان غیرمسئول و بی‌تعهد را تشویق به ادامه آن راه می‌کنند، در نتیجه به تدریج هنرهای بی هویت در جامعه رواج پیدا می‌کند و یک ملت ظرف چند سال از هنرهای بومی خودش تهی می‌شود. البته این عمومیت ندارد، تنها هنرمندان خودفروخته غربی و بعضی هنرمندان خودفروخته سایر کشورها تن به این کار می‌دهند. مثلاً در گذشته همین کار را با زبان‌های قومی می‌کردند. چاپ کتاب و نشریه زبان‌های بومی قدغن بود، تا زبان مادری‌شان به کلی از بین برود. من سال‌هاست که به این موضوع اشاره می‌کنم و بهتر می‌دانید که نمی‌گذاشتند حرفهایی که برای منافع‌شان خطرناک است به گوش مردم برسد. تنها یک بار در سال 1351 همین صحبتهایی که کردم، توسط دوست شهیدم (خسرو گلسرخی) که آن موقع حق امضاء نداشت و در مؤسسه کیهان کار می‌کرد، تحت پوشش یک مصاحبه در کیهان چاپ شد.

نمایشگاه‌ها

رضا مافی هنرمندی پرکار بود. طی ۳۹ سال زندگی بیش از ۸۰۰ تابلو از خود به یادگار گذاشت و در حدود ۵۰ نمایشگاه از آثار او در داخل و خارج از کشور از جمله در کشورهای فرانسه و پاکستان و بلژیک و ترکیه و یوگسلاوی و انگلستان و سوئیس و ایتالیا عرضه و مورد توجه علاقه‌مندان قرار گرفت.

آخرین نمایشگاه آثارش در زمان حیات در سال ۱۳۵۸ در تهران برای بزرگداشت شهیدان راه آزادی بر پاشد. در این نمایشگاه در پوستری تحت عنوان «آزادی اگر می‌طلبی غرقه به خون باش» نوشت: “نقدینه‌ای که از فروش تابلوها به دست آمده خرج سنگ نبشته‌های انقلاب اسلامی شود.

صدای آزادی 

رضا مافی» می‌گوید: در تمامی این آثار که در گوشه آن‌ها حماسه خونی چکیده است و این شعار جای گرفته: به یاد گلگون کفنان راه آزادی ایران زمین از سروده‌های شاعران دیرین و امروز یاری جسته‌ام. سروده‌هایی است از «فرخی یزدی»، «میرزاده عشقی»،«خسرو گلسرخی»، «احمد شاملو»، «اسماعیل خوئی» و بسیاری شعرای نوپرداز دیگر».

در سال ۱۴۰۳ به همت محبوبه کاظمی دولابی (مدیر مسئول نگارخانه تخصصی هنرهای ایرانی _اسلامی "ترانه باران ") نمایشگاهی هنری با محوریت فرهنگی و پژوهشی با بررسی و نمایش آثار خلاقانه، لوازم و مجموعۀ شخصی و هنری هنرمند و «از دید او» برگزار شد.

  • برپایی نمایشگاه در موزه ایران باستان (۱۳۴۶)
  • برپایی نمایشگاه‌های انفرادی (سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴)
  • برپایی نمایشگاه جمعی در پاریس (۱۹۷۱)
  • برپایی نمایشگاه انفرادی در پاریس (۱۹۷۲)
  • نمایشگاه انفرادی تهران -نمایشگاه هنرمندان معاصر در موزه ایران باستان (۱۳۵۰)
  • نمایشگاه جمعی تالار دانشکده‌های هنرهای زیبا (۱۳۵۱)
  • شرکت در نمایشگاه هنرمندان ایران در پاکستان (۱۳۵۲)
  • نمایشگاه جمعی در گالری لوترک (۱۳۵۳)
  • نمایشگاه سیمایی از هنر معاصر ایران (۱۳۵۴)
  • شرکت در نمایشگاه جهانی بلونیا در ایتالیا و شهر بال سوئیس (۱۳۵۵)
  • برپایی نمایشگاه انفرادی در بزرگداشت شهدای انقلاب اسلامی در باغ فردوس (۱۳۵۸)
  • نمایشگاه رضا مافی (از دید او) در موزه هنرهای معاصر تهران (۱۴۰۳)